|
حیدرخان دردهکده ای به نام اسب راهان درسال1260به دنیاآمد.حیدروبرادران او قره وجواد درسال1290قدرت گرفتند.حیدرآدم بدچشم وبدزبانی بود ورعایت نوامیس مردم را نمی کرد . مقرحکومت حیدرخان درفشتال بود.اوازیکطرف تانواحی رانکوه وازطرف دیگرنانواحی عمارلوفرمانروائی می کرد.حیدرخان وقره خان هردونفردرزمان مشروطه موقعی که مجاهدین برای تصرف تهران از رشت حرکت کرده بودند جزودسته ی میرزکوچک خان بودند ودرجنگل پل انبوه شرکت داشتند.این دوبعدهاکارخودرابایک گروه کوچک مسلح آغاز کردند.حیدرخان ازاین موقعیت خودسواستفاده نموده وباتشکیل یک گروه مسلح 250نفری به راهزنی ودزدی وچپاول مشغول شد.......... هنگام اعزام هیئت چهارنفری قوای جنگل به سیاهکل ودیلمان ،حیدرخان وقره خان برای آنکه آزادانه درآن نواحی حکمفرمائی داشته وبادشمنان محلی تصفیه حساب کنند موقع رامناسب تشخیص داده ودرحقیقت درسیاهکل ودیلمان یک دسته مستقل تازه تشکیل شد که با افکارخوانین دیلمان وپشتیبانی 250نفرافرادمسلح حیدرخان وقره خان ومشیرالممالک اداره می شد.......... هیئت جنگل دروسط کوه بین مربو و دیارجان(ازنواحی ییلاقی رانکوه)باحمله ی حیدرخان و25نفرسوارمسلح مواجه گردیدند.حیدر خان با افرادمسلح ابتدا آنهارا ازاسب پایین کشیده وپیاده به دیارجان فرستادند.سپس موردتهدیدسخت قره خان وافرادتحت اختیاراوقرارگرفتند.......... ازطرفی در پی درخواست رضاخان از مشیرالممالک حاکم سیاهکل وشجاع الممالک حاکم دیلمان که درخرارود مقرحکومتی داشت جهت همکاری برای برچیدن یاغیان، مشیرالممالک حیدرخان رابه منزلش درسیاهکل فراخواندوازاوخواهش کرداسلحه را زمین بگذارد.اگرهم خیلی به اسلحه علاقه منداست بیایدامنیه شودوزیرنظرنورمحمدخان سروان رئیس پاسگاه سیاهکل بماند.وسرانجام مشیرالممالک نتوانست حیدرخان راتحت فرمان خودبیاورد.......... حیدرخان بابرادرزاده اش صفرخان به موشا برای عروسی آمده بود وهیبت خانم هم اززادگاهش(چوشل) بافامیلش به عروسی آمده بود.وهیبت خانم با دیدن صفر عاشق وی می شودوچندهفته بعد عروسی می شودوعروس رامردان وزنان بیش ازبیست آبادی ازچوشل تافشتال ناباورانه تماشاکردند که (هیبت خانم) سواربراسب بودباتفنگ بردوش وقطارفشنگ برکمر.این زن جسورهمراه شوهرش صفرخان ،حیدرخان وقره خان دردزدی،چپاول،تجاوز ودستبردهمکاری داشت وخودرابه این کارعادت داده بود.......... دستور برچیدن حکومت حیدرخان درسال1307 ه شوازطرف حکومت مرکزی صادرشد.این امرباعث شدکه شجاع الممالک با دولت مرکزی همکاری کندواولین اقدام وی باهنگ رشت برای دستگیری قره خان وپسرش نامدارخان بود اوبه همراه عده ای از طرفداران خودبه سوی خانه ییلاقی قره خان درآسیابرحمله برد تاآنها رادستگیرکند.آنهادردفاع ازخوددربرابرشجاع الممالک واکنش نشان می دهند وتسلیم نمی شوند ودرنتیجه قره خان وپسرش وعده ای ارهمراهانش کشته می شوند.وقتی حیدرخان ازقتل برادروبرادرزاده اش مطلع شد به قصد انتقام،فوری ازفشتال به آسیابررفت ودرآنجا اطلاع یافت که قاتلین ازطرف شجا الممالک تحریک شده اند.پس ازدو روزاز مراسم خاکسپاری وقتی حیدربه فشتال بازمی گشت سرراه حوالی چلمه رو بابرادر شجاع لممالک روبرو شد که به دییلاق می رفت حیدر ابتدااو رابه ضرب گلوله کشت وسپس پوست سرش راکند.پس از آن منزل ضارب رادرخرارود به آتش کشید. حیدر خان وهمراهانش موقع دزدی اسب وقاطر رابرعکس نعل می کردند تا جستجوگران به اشتباه بیفتند.در یکی ازروزهای ماه مردادبه دیلمان ،اسپیلی وسیاهکل هجوم آورد خانه ها ،مغازه ها ،اموال واحشام رابه آتش کشیدواشیا قدیمی قابل حمل را باخودبه یغمابرد وهرکه مقاومت می کرد می کشت .......... درپی شکایت مشیرالممالک حاکم سیاهکل وشجاع الممالک وجمعیت کثیری ازمردم، ازمقامات دولتی وحاکم مرکزی درخواست رسیدگی به شکایات ازدست حیدرخان وهمراهان شرور ومسلح اورانمودندوبه مقامات نظامی نیز متوسل شدند.درپاییز سال 1308 مامورین دریک ستون ازنظامیان وسربازان برای دستگیری حیدرخان وهمفکران اوبه سوی فشتال راه افتادند، دریک لشکرکشی حساب شده فشتال ازغرب وشرق ازسیاهکل وازتازه آباد(دوست لات)توسط قوای دولتی محاصره شد.پس از درگیری ورویاروئی قزاقان با حیدر وافراد اودرمقاومت کوتاهی چند تن ازجمله برادرزاده حیدرخان یعنی صفرخان(شوهر هیبت خانم)کشته شدندوعده ای نیز دستگیرگردیدند.حیدر خان وهیبت خانم ودیگریاران باقی مانده ازمعرکه جنگ باقوای دولتی فرارکردندوتوانستند خودرا به اسب راهان برسانند وباپیوستن نیروهای باقی مانده وجمع آوری آنان، گروه مسلح کوچکی تشکیل بدهند.هیبت خانم به انتقام خون شوهرش لباس مردانه می پوشیدوتفنگ بردوش با دارودسته حیدر خان همراه می شد.حیدرخان تاپاییزسال1308 که فشتال محاصره وحکومت او برچیده شد حدودنوزده سال حکومت کرد.......... حدود شش ماه بعددراول بهار1309قوای دولتی وحکومتی، حیدر وافرادش را تعقیب کردند (وبه ناچار) حیدرخان (وهمراهانش)فراررابرقرارترجیح داده وبه سوی سیاهکل رود وکلاچای وچالوس پناهنده شدند.طی درگیری های امنیه ها ومردم باگروه کوچک مسلح حیدرخان هیبت خانم ویکی دیگر از افراد دستگیر وعده ای کشته وبقیه متواری شدند.هیبت خانم رهسپارزندان شد اما توانست فرار کند وبه سوی چوشل برود.که دوباره به دام افتاد ورهسپارزندان شدوبعد ازحدود یک سال از زندان آزاد شد وبعد از آزادشدن هیچوقت به فشتال نرفت اوفشتال را با آن همه خاطرات بد نمی خواست پس به چوشل رفت وهمان جابه عبادت مشغول شدوپس ازچندسال به مکافات کارهای بدگذشته اش، درسن28سالگی درسال1315دق کردومرد........ حیدرخان درزمستان1309درجنگلهای اطراف تنکابن وچالوس درحین شکارخوک درسن 49 سالگی دستگیر و درمیدان شهرداری رشت به دارمجازات آویخته شد. برگرفته از کتاب میزاکوچک جنگلی-حیدرخان فشتالی مطالعه این کتاب نفیس را به دوستداران کتوب تاریخی گیلان توصیه می کنم |