spacer

مطالب مهم

advertisement.png, 0 kB
spacer
spacer

        
 
مدیرسایت:فرهاد نظری پاشاکی

 

 

 

 

 

 

Last comments by AkoComment Tweaked SE

نامه ها
دو چیز را هرگز فرام...
%06/%06/%87 %16:%شهر More...
By هوشیار کریمی پاش

 
گیاهان دارویی درپاشاکی

لشت نشاء PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط فرهاد نظری پاشاکی   
10 شهريور 1387,ساعت 18:23:42
HTML clipboard

لشت نشاء یکی از بخش های حاصلخیز شهرستان رشت می باشد که در شمال شرقی آن واقع شده است و جلگه ای است که سفیدرود از شرق آن می گذرد. این بخش از شمال به دریای خزر و حسن کیاده، از جنوب به کوچصفهان، از مشرق به کیانشهر و از مغرب با خشکبیجار همسایه است. و فاصله آن تا مرکز استان گیلان نزدیک به 27 کیلومتر و فاصله دورترین روستا تا مرکز بخش 14 کیلومتر می باشد. جاده آسفالته آستانه اشرفیه به خمام تقریبا در جهت شرقی به غربی از وسط آن می گذرد. بخش دارای 47 روستا و یک منطقه شهری است که اخیرا 5 روستای آن با هم تشکیل یک دهستان داده اند. از روستاهای لشت نشاء می توان به روستای گفشه، خشک رود، ده سر، علی آباد، علی بزایه، فخرآباد، لیچاء ، لیموچاه، نوده و .. اشاره کرد. قسمت های مختلف شهری لشت نشاء به نامهای، مرکز لشت نشاء یا سربازار، بندکول یا کوی آبنده، توچاه، مروان کلایه، سادات محله وجورشر هستند.
سرپرستی روستاها در گذشته بعهده کدخدا بود در دوران ارباب رعیتی کدخدا همراه با مباشر مسئول دریافت مال الاجاره از مردم می شدند. بعد از ارباب رعیتی و اجرای اصلاحات ارضی از نفوذ کدخدا در روستا کاسته شد و بعد از انقلاب انجمن اسلامی محل عهده دار مسائل روستا بود و سپس انجمن نظارت محل عهده دار مسائل اقتصادی مورد نیاز روستاها گردید.

نژاد و قومیت:

مردم لشت نشاء از نظر نژاد سفید و گیلک هستند اما تیره های دیگر قومی ساکن در گیلان چون گالش ها و تالش ها نیز که به آنجا مهاجرت کرده بودند با ساکنان آنجا آمیخته اند. همچنین گروهی از ترک ها که بعنوان کارگران مهاجر به لشت نشاء آمده اند در آنجا ساکن هستند.شکل چهره و اندام ، خصوصیات اخلاقی ساکنین روستاهای لشت نشاء با یکدیگر متفاوت است و این شاید بدلیل نوع تغذیه یا آب و هوای اقلیمی باشد بطور نمونه ساکنین نواحی ساحلی دریا مردمی خوش گذران، شاد و مهمان نواز هستند. ساکنان روستای نوحدان چشم آبی و بور، ساکنین روستاهای لیموچاه، گفشه، و بالا محله چهره های سرخ متمایل به سفید و اندامی چهارشانه دارند و مردمی ماجراجو هستند و مردم روستای نوده فروتن وافتاده و سبزه چهره اند.

زبان:

مردم لشت نشاء به زبان گیلکی و لهجه لشت نشایی که یکی از لهجه های اصیل گیلکی است صحبت می کنند، این لهجه پلی است بین دو لهجه شرق و غرب گیلان و گویشی واسطه است. از نظر ویژگی های دستوری در این لهجه نیز همانند زبان گیلکی موصوف بر صفت مقدم است و قواعد زبان گیلکی بر آن جاری است. آواها در لهجه لشت نشایی کوتاهتر از لهجه رشتی است. مثلا فعل گفتاندرم (می گویم) رشتی در لهجه لشت نشایی گوترم، فعل شوندرم (می روم) رشتی، شورم تلفظ می شود.

مذهب:

مذهب مردم شیعه اثنی عشری می باشد و اعتقادات محکمی به اصول دین و بجا آوردن واجبات و شرکت در مراسم مذهبی دارند. وجود امامزاده های زیاد در منطقه در گذشته و مقبره های آنان که بطریقی خاص زینت کاری شده دلیل این مدعاست.

پوشاک:

فرهنگ جلگه نشینان به علت ارتباط نزدیک با شهر در تمای اجزای خود متحول شده است از جمله این تغییرات را می توان در شیوه پوشیدن لباس آنان مشاهده نمود. لباس زنان لشت نشاء در چند دهه قبل شامل دستمال به نام لچک، که بر سر می بستند و پیراهن آستین بلند و یقه گردی که جلو آن برشی داشت که تا سینه می رسید و با دکمه بسته می شد و شلیته کوتاهی به نام گرده تومان که تا بالای زانو بود و در زیر شلیته شلوار مشکی به نام تومان که تا بالای قوزک پا بلندی داشت. پا افزار خانم ها در خانه کفش چوبی به نام کتله و در هنگام بیرون رفتن چموش یا گیوه بود. لباس مردان شامل پیراهن یقه گرد، شلوار سیاه به نام تنگه تومان و جلیقه ای که روی پیراهن می پوشیدند و پاافزارشان چموش بود و ساق بندی نیز بر پا بسته می شد.

تاریخچه لشت نشاء


جمعیت لشت نشاء بارها دستخوش تغییرات شده از حمله مغول در امان نماند و در سال 1003 خالی از سکنه گردید و مردم آن یا توسط سربازان شاه عباس بقتل رسیدند یا اینکه به شهرهای دیگر پناهنده شدند. در مهر ماه 1365 شهر لشت نشاء دارای 2274 خانوار با 9751 نفر جمعیت بود. که با توجه به جمعیت به ازاء هر 10113 نفر یک پزشک و به ازاء هر 5778 نفر یک بهیار یا مامای روستایی وجود داشت. البته نزدیکی این بخش به رشت و استفاده از امکانات بهداشتی رشت را نباید از نظر دور داشت.

پیش از سلطنت سادات کیایی لشت نشاء جزیی از خاک کوچصفهان بود. هنگامی که سید علی کیا سلطان لاهیجان شد مردم شیعی مذهب لشت نشاء از او درخواست کردند که خاک لشت نشاء را به قلمرو حکومت خود بیفزاید و ایشان را از دست امیرمسعود بن دوپاشا بن سالوک که پدرش حاکم کوچصفهان بود برهاند. به درخواست مردم سید علی کیا حاکم لاهیجان لشکری آراست و به کوچصفهان رفت و آنجا را تصرف کرد و در سال 782 خاک لشت نشاء داخل حکومت پاشیجا شد. در سال 913 که شاه اسماعیل اول به گیلان آمد به وساطت شیخ نجم رشتی، امیرالامرای دربار، اراضی لشت نشاء را به امیر حسام الدین فومنی واگذار کردند. در سال 1003 شاه عباس پس از طغیانی که در لشت نشاء شد امر کرد تا اهالی را قتل عام کنند و درویش محمد خان اروملو، حاکم وقت لاهیجان سه روز به ایشان مهلت داد تا آن محل را ترک کنند و پس از 3 روز هرکه را در آنجا بود کشت و سربازان آن هرچه دیدند به غارت بردند. کسانی که بعد از شورش به لشت نشاء برگشتند از دم تیغ گذشتند و سیصد سال در این خاک زندگی کردند که اصلشان معلوم نیست از کجاست.

بار دیگر در سال 1308 با شورش و طغیان عادل شاه ساکنان لشت نشاء مجبور شدند به اسارت سربازان سلطان تن در دهند و عده زیادی از سران حکومتی و عاملین آنها به قتل رسیدند.
هنگامی که خسروخان حاکم گیلان بود، بیشتر اراضی لشت نشاء را به قیمت بسیار کم خریداری کرد. نائب الحکومه آنجا که ارمنی جدید الاسلامی بنام قاسم خان شیروانی بود به پایتخت آمد و از او به فتحعلیشاه شکایت برد که در راه بازگشت بدست عاملان خسروخان کشته شد. شاه املاک خسروخان را مصادره کرد و املاک لشت نشاء جزء املاک شاهی شد. بعدها ناصرالدین شاه قاجار آنرا به صدر اعظمش حاج علی خان امین الدوله واگذار کرد و ایشان آنرا مهریه فخرالدوله، دختر مظفر الدین شاه قرار دادند.

لشت نشاء در طول تاریخ مورد معامله حکام وقت قرار گرفت، و دوران ارباب، رعیتی طولانی را پشت سرگذاشت. زارعین درزیر فشار و ظلم مالکان به کار می پرداختند و صاحب زمین نبودند. درمیان خرده مالکین پرقدرت ترین و پرنقوذترین آنان امین الدوله (صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار) بود که شاید قدرتش بواسطه نزدیکی با خاندان پهلوی باشد. امین الدوله بعدها لشت نشاء را مهریه فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه کرد فخرالدوله با نفوذی که داشت اقدام به خرید تمام زمین های خرده مالکین کرد و زمین های خرده مالکین روستاهارا چه با زور و چه به اراده خودشان خریداری نمود و در سال 1309 که ثبت اسناد بوجود آمد از کشاورزان اجاره نامه ثبتی گرفت که هیچگونه حقی نسبت به زمینی که در آن کشت می کنند ندارند و هرموقع که مالک تصمیم به اخراج آنان بگیرد بدون هیچگونه بهانه ای زمین را تخلیه کنند و نیز بهره مالکانه را افزایش داد.

از دیگر اقدامات فخرالدوله افزایش زمین های زراعی شمال بخش، از طریق کوچاندن اجباری مردم برای آبادی آن زمین ها می باشد که بدین ترتیب روستاهای جدیدی بنام خود و فرزندانش با نام های فخرآباد، امین آباد، علی آباد، محسن آباد بوجود آمد. علاوه براین در سال 1318 طرح جاده لشت نشاء به کوچصفهان بوسیله مالک محل کشیده شد که علت احداث این جاده تسهیل در حمل مال الاجاره های دریافتی روستاهای اطراف و روستاهای مرتبط به این جاده بوده است.

تاسیس کارخانه برنج کوبی نیز تحولی در منطقه بوجود آورد که از زحمت زیاد روستاییان کاست ولی بیقین احداث کارخانه برنج کوبی بخاطر تسهیل در وصول بهره مالکانه بود، نه برای به زحمت نیفتادن کشاورزان.
درسال 1341 ، بعد از اصلاحات ارضی، زمین از مالکان خریداری شد و به مدت 15 سال به صورت اقساطی به کشاورزان واگذار گردید و هرکس در همان زمینی که قبلا کار می کرد و وظیفه آباد کردن آنرا بعهده داشت سند بنامش ثبت گردید. اما برخی مالکان مقداری از زمین های خود را حفظ کردند مانند باغ چای لشت نشاء و خانه تابستانی واقع در گفشه که بعد از انقلاب اسلامی زمین هایی که از مالکین باقی مانده بود از جمله همان باغ چای و خانه تابستانی و مراتع علی آباد و تفریح گاهها و باغات کنار دریا جزء اموال دولت محسوب گردید.

زمین و مالکیت

زمینهایی که جدیداً به مزرعه تبدیل شده اند بدلیل برخورداری از مواد معدنی غنی هستند، زمینهای قدیمی بدلیل استفاده زیاد از آنها بازده محصولشان کمتر است. زمینهای خوب به برنجکاری اختصاص می یابد دیگر زمین ها به کشت حبوبات، صیفی جات، سبزیجات و درختکاری اختصاص داشت. زمینهای زراعی را معمولا مرزگیری می کنند که دو مزرعه از این طریق از یکدیگر جدا می شوند. عمل مرزگیری با گل داخل مزرعه انجام می شود و بعضی اوقات روی این مرزها درخت بید می کارند که تغییری در مرز صورت نگیرد چرا که ممکن است عمدا یا سهوا این مرز هرساله جابجا شودبعضی از زد و خوردهایی که بین زارعین می شود بهمین خاطر است. ولی اگر طرفین به هم اعتماد داشته باشند از درخت زنی روی این مرزها خودداری می کنند. مردم جابجا کردن مرز از طرف فرد را بسیار زشت دانسته و جمله "استغفرا... اگر کسی سر و سامان ببرد" را در موقع شنیدن جابجایی مرز زمین بسیار تکرار می کنند.

اسامی مزارع:


معمولا اسامی مزارع به چند طریق انتخاب می شود.

- به علت زود یا دیر آباد کردن زمین. مثلا زمینی را که دیرتر آباد شده "کهنه چور" و زمینی که بتازگی آباد شده "تازه چور" گویند.

- فردی که قبلا از زمینی استفاده می کرده ولی اکنون بدلایلی مثل فوت یا فروش زمین از آن استفاده نمی کند و اسم آن فرد را روی زمین می ماند. مثل غلامعلی بیجار

- ممکن است مزرعه در کنار مکان مشخصی مثلا در کنار رودخانه یا بقعه ای باشد که نام رودخانه یا بقعه را روی زمین می گذارند. مثل اشمک کل

امروزه مقداری از زمین ها وقف هستند که صرف ساختن مسجد، مدرسه یا بیمارستان شدند از قبیل مدرسه شیخان گفشه و مسجد میان گفشه.

زمین هایی نیز وجود دارند که بعد از فرار مالکین در اختیار سازمان اوقاف قرار گرفته و خرید و فروش این زمینها منحصراً سرقفلی شان می باشد مثل مغازه های بازار لشت نشاء.

تقسیم آب بین زارعین:

قبل از احداث سد سفیدرود و تحت کنترل در آوردن آب، آب به موقع به مزارع نمی رسید و سبب بروز مشکلاتی می شد که البته امروز نیز این مشکلات وجود دارد. در گذشته هریک از شعبات سفیدرود دارای سرمیراب و نائب میراب و آب بند و سالار جوب و عمله بود. سرمیراب یک نفر بود و او یک نفر را نائب میراب تعیین می کرد و او هم دو نفر آب بند و هر آب بندی هم شش تا ده عمله که جمعا دوازده تا بیست عمله استخدام می کرد و نائب میراب از برای هر روستا، سالار جوبی از اهالی خود آن روستا معین می کرد و به این طریق آب را تقسیم و بر زراعت رعایا می رساندند. جون این تقسیمات آب روی اصول و طرزی صحیح نبود در سالهای کم آبی بین زارعین و سالار جوب و نائب میرآب نزاع می شد و گاه از اوقات منجر به قتل می گردید.

رودخانه اشمک:

این رودخانه یکی از رودخانه های قدیمی لشت نشاء می باشد، قدیمی بودن آن را از بستر عمیقش می توان تشخیص داد. این رودخانه از بخش کوچصفهان سرچشمه می گیرد و در لشت نشاء از روستاهای بالا گفشه، لاله گفشه،میان کفشه، شیخان کفشه، ده سر، توچاه و شهر لشت نشا سپس چالکش و فخرآباد می گذرد و در علی آباد وارد دریا می شود. آب این رودخانه از آبهای زیرزمینی و آب رودخانه های منشعب از سفید رود، و بارش تامین می شود. در بعضی اوقات بخصوص در پاییز آب این رودخانه لبریز شده و مزارع و منازل اطراف خود را به زیر آب می برد. مردمی که در حاشیه این رودخانه دارای مزرعه هستند برای جلوگیری از آسیب دیدن مزارع خود به درختکاری در حاشیه این رودخانه پرداخته اند و بیشتر از درخت بید استفاده کرده اند. هر بیننده ای در نگاه اول متوجه می شود که این رودخانه برای شنا مناسب نیست. در بعضی از حاشیه های آن دیده شده شده آب فاضلاب ها مستقیما وارد آن می شود که این امر باعث مسمومیت ماهیان و انسانهایی می شود که از آب این رودخانه استفاده میکنند.

پوشش گیاهی:

گیلان در واقع جنگلی مسکون است. در این قلمرو ده به معنی متعارف کلمه وجود ندارد آنچه را که در اینجا محله می نامند تعداد مساکن متفرق بدون نقشه است که کشتزارها و فضاهای پردرخت میانشان فاصله انداخته است. از جمله ویژگیهای گیلان آن است که تقریبا تمام انواع درختان اروپا را می توان در این سزمین یافت. درخت مورد علاقه مردم گیلان آزاد است که اهالی چوب آنرا برای درودگری و ساخت اشیاء چوبی مناسب می دانند و تالارها، بالکون ها ی خانه ثروتمندترین مردان این سامان از چوب این درخت ساخته می شود. این چوب به سبب مقاوم بودن و زیبایی نقوش که پس از هر صیغل بخود می گیرد معمولا بر چوب درختان بلوط ترجیح می دهند و آنرا عموما در محوطه خانه ها و گورستان ها می کارند. پوست و تنه کشیده این درخت از جلا و رنگ و صافی یک لوحه سربی برخوردار است و شاید به همین دلیل به آن نام آزاد داده اند.

ساحل لشت نشاء تا فاصله 200 تا 500 متری پوشیده از جنگلهای انار وحشی است که در اسطلاح انارکله می گویند. گلابی وحشی با نام محلی خوج که براساس تحقیق محققان فقط در گیلان بعمل می آید در گذشته ای نه چندان دور بفراوانی در بازارهای هفتگی لشت نشاء یافت می شد و هر خانوار روستایی انواع درختان خوج را داشت و نه تنها نیاز سالانه خود را تامین می کرد بلکه مازار آنرا نیز به بازار عرضه می داشت.

درختان غالب منطقه صنوبر، آزاد، له و بلس می باشد.

در لشت نشاء انواع گیاهان علفی مانند سوروف، چیک واش، گندواش، شنید، پرسیاوشان و همچنین سبزیجات و میوه جاتی نظیر جعفری، هل(گشنیز)، شاهی(کاکاچ)، اسفناج، تره، سیر، شود، چغندر و ... بادمجان، هندوانه، گوجه فرنگی، انواع کدو، خیار، شلغم وجود دارند. در گذشته خیار تولیدی روستاهای لشت نشاء نیاز منطقه را تامین میکرد، در سال 69 بعلت بارندگی شدید روی غنجه های خیار، بوته هایش نابود شد وامروزه بعمل نمی آید و احتمالا گونه محلی آن نابود شده است.

نی از اهمیت اقتصادی برخوردار است . در منطقه 30 نوع نی وجود دارد. محل رویش نی غیر از اینکه مامن پرندگان است علاوه براین مردم از نی جهت مصارف خانگی، مثلا حصار خانه ها، دیوار کشی، و از نوع کلفت تر و محکم تر آن برای کشیدن آب از چاه یا آویزان کردن به صورت پرده ای از نی در جلوی خانه ها استفاده می کنند و همچنین صنایع دستی که از نی ساخته می شود مانند فلم نی، چوب ماهیگیری و ..

حیات جانوری

بدلیل مساعد بودن آب و هوای این ناحیه زیستگاه مناسبی برای انواع پرندگان از قبیل: قرقاول (تورنگ)، بلدرچین (اوشوم)، سار (سیته)، دارکوب، سبزقبا، کلاغ زاغی (کشکرت)، جغد، درنا، لک لک (چوئین) است.
وجود انواع غورباقه در لشت نشاء تاثیر مثبتی دارد چرا که حشره خوار است و مردم براساس اعتقادات کشتن این حیوان را دور از شان خود می دانند و بدلیل این حمایت، نسل این حیوان رو به افزایش است.

محصولات زراعی:

برنج

عبدا... خان نجم الدوله در کتاب علم فلاحت و زراعت می نویسد که برنج را نخستین بار در زمان انوشیروان برزویه طبیب با کلیله و دمنه از هندوستان به ایران آورد و در کتاب مسافرت در ارمنستان و ایران آمده است که برنج در خطه گیلان، آنچنان مورد مصرف عمومی است که نان را جز در شهرها و نزد بزرگان نمی توان دید. الکساندر خودزکو در این باره می نویسد:

"شگفت آنکه یک گیلانی پاک خون از استعمال نان کراهت دارد تا آنجا که هنگام سخت ترین منازعات این جمله بصورت دشنامی درشت بگوش می رسد که (برو نان بخور بترک)، گیلانیها به ریشخند هموطنان کوه نشین خود را نان جو خور می نامند.

کنف:

زراعت کنف از سالها پیش در لشت نشاء رایج بوده و در کنار زراعت های اصلی کشت آنهم درآمدی نصیب زارعین میکرده است. در کتابهای زیادی از جمله کتاب جغرافیای گیلان، فرهنگ جغرافیای ایران، از لشت نشاء بعنوان تولید کننده عمده کنف نام برده شده است. امروزه از کنف محصولاتی نظیر گونی، نخ قند، طناب، تورماهیگیری، پارچه های کنفی، تهیه می کنند که هریک از آنها مصارف خاصی دارد اما اهمیت کنف را در حمل حبوبات، برنج و سیب زمینی و ادوات جنگی نباید از نظر دور داشت. این محصول در اثر بمیاری پوسیدگی علوفه و ریشه که در اثر بیماری قارچی منسوخ و از اهمیت افتاد. امروزه به صورت پراکنده و فقط جهت استفاده شخصی زارعین در حد محدود کشت می گردد.

صنایع دستی:

- ابریشم کشی و ابریشم بافی: لشت نشاء یکی از مراکز عمده تولدی ابریشم در گیلان بود، دوک ریسی و ابریشم کشی به شیوه ساده و ابتدایی در خانه هر دهقان نوغاندار کاری رایج بود. بافت انواع روسری، دستمال، جلیقه، پیراهن از زمان های دیرین در آنجا رایج بود. خودزکو گیلان شناس اروپایی که در عصر محمد شاه در گیلان خدمت می کرد در کتاب "سرزمین گیلان" می نویسد: "کورشاق، کمربند ابریشمی یکرنگی که فقط در ولایت لشت نشاء می بافند، جمله تولید این ولایت به بازرگانان تفلیس فروخته می شود و گرجیها بنا به رسم معمول آن را در لباس محلی خود بکار می برند"

- طناب ریسی
: درست کردن انواع طناب و ریسمان از الیاف گیاهی. روستاییان از ساقه برنج نوعی طناب می بافند که به ویریس معروف است. این طناب برای ساختمان سازی و چپرکردن دور حیاط کاربرد دارد.

- تور و دام بافی: بافت انواع دامهای شکار پرندگان و ماهی در لشت نشاء رایج بود. دام بافی اغلب توسط زنان و بصورت دست جمعی صورت میگرفت و از الیاف کنف بافته می شد که امروزه از رونق افتاده است.

- حصیربافی: از جمله صنایع دستی خانگی محصوب میشد که حصیرهای بافته شده مصارف مختلفی داشت از جمله زیر انداز حصیری، سفره، کلاه، زنبیل، سایبان و غیره .. الیاف حصیر از گیاهان مردابی تهیه میشد.


بناها و آثار تاریخی


بارندگی های فراوان، هوای بسیار مرطوب و درختان جنگلی متنوع، آفت های بزرگ بناهای تاریخی ناحیه گیلان بوده و هست. در اینجا نباید در پی بناهای پانصد، ششصد ساله بود زیرا کمتر بنایی هرقدر هم محکم ساخته شده باشد می تواند در مقابل عوامل ذکر شده استوار باشد. بقعه ها و بناهای مورد احترام مردم در محلات مختلف عبارتند از:

- بقعه آقا سید محمد رضا بن موسی الکاظم (ع) در جورشر لشت نشاء. که تاریخ ثبتی بالای سر در این بقعه، سال احداث را سال 1055 هجری قمری، یعنی در سلطنت شاه عباس دوم نشان میدهد.

- تکیه مجاور بقعه آقا سید محمدرضا. در این تکیه میرزا علی خان امین الدوله مدفون است.

- عمارت حکومتی (بلدیه) لشت نشاء.

- مسجد جامع جورشر. این مسجد يكي از بناهاي معروف گيلان است و در سال 1206 هجري قمري با 380 مترمربع مساحت با آجر خشتي ساخته شده و در كتيبه اي كه بر سر در آن و شبستان مسجد نصب شده تاریخ مرمت آن بسال 1318 هجري قمري ثبت شده است . اين مسجد دو طبقه و پنجره هاي منبت كاري شده دارد.

- بقعه آقا سید عبدالله بن موسی الکاظم در بالاجورشر.

- بقعه میرشاه محمود بن موسی الکاظم در شیخان گفشه.

- بقعه آقا سید محمد یمنی بن امام موسی الکاظم در لیچاه.

- بقعه آقا سید امیر کیا در ولم. قدمت این بقعه به قرن یازدهم هجری می رسد.

- بقعه آقا سید علی کیا بن موسی الکاظم در اژدها بلوچ

- بقعه سید حمزه در توچاه.

- بقعه سید صالح بن موسی الکاظم در خشک رود.

- بقعه آقا پیرملاحاجی و سید محمد بن زین العابدین حسینی تنکابنی در نوده.

- بقعه لاله گفشه در لاله گفشه.

- بقعه آقا سید حسن در بالا محله جورشر.

شیرینی ها و غذاهای محلی:

- شیرینی سنگاسین مخلوطی از آرد برنج و شیره

- کلاچی مین پور،خمیری مرکب از آرد گندم، آرد برنج، شکر که میانش شکر، دارچین، مغزهل ، مغزگردو قرار میدهند.

- خرفه نان، نان لاسو، گندمین نان.

- نان خشک (سوغات محلی و مختص شهر لشت نشاء)

- شیرینه قاتق، خورشت پیاز (غذای مجالس عروسی و عزا در قدیم)

- فسنجان

- باقالا کوکو

بازار هفتگی:

بازار هفتگی لشت نشاء از قدیم الایام در محل فعلی تشکیل می شد. مکانی که در آن بازار تشکیل می شود عبارت است از هسته اولیه بازار و میدانی که در شمال شهر قرار دارد. شروع بازار صبح روز شنبه و سه شنبه می باشد. بیشتر فروشندگان این بازار مرده هستند اما حضور زنان در محوطه های فروش سبزیجات، محصولات دامی، غذایی و دستبافت ها محسوس تر است.

کالاهایی که در بازار عرضه می گردند به قرار زیر است:

- مازاد محصولات کشاورزی، صیفی جات و سبزیجات کشاورزان.

- فروش صنایع دستی از قبیل زنبیل، کلاه حصیری، دسته بیل، کلنگ، داس، گمج (ظرف سفالی که در آن خورشت می پزند)، صندوق( که داخل آن البسه، مواد غذایی و لوازم منزل گذاشته می شود).

- خرید و فروش دام، طیور، پرنده های شکاری از قبیل غاز، مرغابی، خودکا و چنگر و انواع ماهی

- فروش البسه و لوازم خانه و آشپزخانه.
معمولاً بازار منطقه بندی می شود و هرجای آن به کالایی خاص اختصاص می یابد مثلاً محله ای که به معامله چهارپایان می پردازند در شمال بازار و اول جاده فخرآباد است. راسته میوه فروشان و سبزی فروشان در شرق و شمال میدان، البسه و لوازم زندگی در جنوب میدان یا هسته اولیه بازار. که امروزه با احداث بازارچه خاصی جهت عرضه میوه و تره بار، این بخش از دیگر قسمت های بازار جداگشته است.

در کنار این بازار معمولاً عده ای به مشاغل جنبی و تفریحی مشغولند. در روزهای بارانی معمولاً بازار از رونق می افتد و در روزهای نزدیک به سال جدید، بعد از دروی برنج و یا بعد از وجین دوباره شلوغتر از دیگر مواقع است.

اکثر روستاها بازارشان لشت نشاء محسوب می شود ولی روستاهایی مثل لیموچاه، بدلیل نبودن سرویس یکسره به بازار و همچنین گرانی هزینه حمل و نقل، برای خرید و فروش به بازار کوچصفهان در روزهای یکشنبه و چهارشنبه می روند.

روز بازار، بازار پخت نان های محلی، خرفه نان و نان لاسو که با آرد برنج خمیر گرفته می شود و غذای جغول بغول که از شیردوش، هزارلا، و احشاء داخلی شکم گاو تهیه می شود نیز داغ است. گروهی از فروشندگان و خریداران بعنوان غذای نیمروز و برخی از مسافران جهت سوغات از مشتریان این بخش هستند.

بازار لشت نشاء:

بازار بزرگی در مرکز شهر قرار دارد که مرکز تجاری قدیمی شهر محصوب می شود. و بیش از 50 مغازه متفاوت دارد. این بازار دارای 4 لنگه در چوبی بزرگ است. حفاظت و نگهداری از بازار در شب بعهده سه تن داروغه است آنان شبها درهای بازار را بسته و درون و اطراف بازار پاسبانی می دهند و عموماً پاتوقشون زیر یکی از درهای بازار است. داروغه ها توسط بازاریان برای مدت سه سال انتخاب می گردند و به شهرداری معرفی می شوند و در برابر شهرداری مسئولیت دارند. حقوق آنان توسط بازاریان تامین و پرداخت می گردد، در روز بازار از هر فروشنده دوره گرد بنا به شرایط کسب مبلغی عوارض دریافت می گردد که صرف حقوق داروغه ها و تمیز کردن بازار می شود.

باورها:

- باور دارند اگر شیر داغ روی پلو ریخته شود، سینه گاو شیرده خواهد ترکید.

- باور دارند زائو پس از زایمان باید بالای سرش تیزی بگذارند تا از گزند اجنه و شیاطین در امان باشد، بالای سر نوزاد هم تیزی می گذارند.

- باور دارند عروس و زائو تا چهل روز در چله است و به همین علت در عزا شرکت نمی کند و از برخی مراسم منع میگردد.

- باور دارند، اگر کسی در شب هنگام تخم مرغ بفروشد، خیر و برکت از آن خانه خواهد رفت، شب چیزی نمی فروشند.

- شب هنگام از قبرستان عبور نمی کنند و باوردارند منطقه سنگین است و موجب بدبختی می شود.

اصطلاحات و تعبیرات


ادم بی پیل ببی، بی پیله تر نیبی آدم بی پول باشه، بدون بزرگتر نباشه

پیله تر ناری، بشو داره جیر بینیش بزرگتر نداری برو زیر درخت بشین

از خوریس مورغانه فنگیره از خروس تخم مرغ میگیره

دهشی خوسی، تا کربلا شه برای دهشاهی تا کربلا میره

خوشکه بیجار اربابه ارباب خشک بیجاره ، مالک بی ملک است

سفید کولی شیکار بوکودی بچه ماهی سفید شکار کردی، کار ظریفی کردی

وارش بوارسه، خوله دوارسه باران بارید، سوراخ پر شد، وقتی کسی
گذشته خود را فراموش میکند

آئین ها و سنت:

پیش سال:

خانواده هایی که در آن سال عزیزی را از دست داده اند آخرین پنج شنبه سال، مراسمی به یادبود تازه گذشته برگزار می کنند و برمزارش حاضر می شوند و از محصول برنج برداشت آن سال خیرات می دهند.

چهارشنبه سوری:

در غروب آخرین شب چهارشنبه سال نو، برحسب اعتقاد به اعداد مقدس هفت یا پنج کوپه آتش می افروزند، آنگاه از روی کوپه های آتش می پرند و این شعر را می خوانند: غم بدر، غصه بدر، کوله کوله چهارشنبه بدر، بحق پنجشنبه، نکبت بشه، دولت بایه" یا "می زردی تیشین، تی سرخی میشین" زن خانواده در این شب از انواع گیاهان (چل گیاه) غذا می پزد و باور دارند صرف این غذا برکت و شگون دارد و نیکبختی می آورد.

نوروزی خوانی:


نوروزی خوانی ها، خوانندگان دوره گردی بودند که با فرا رسیدن سال نو و نوروز به آبادی ها و روستاهای مختلف می رفتند و اشعاری درباره نوروز و بهار می خواندند که گاهی اوقات به مناسبت روز اشعار سیاسی، اجتماعی و مذهبه به شعرهای بهاریه افزوده میشد. نوروزخوانی از چند هفته به سال نو آغاز و تا نوروز ادامه می یافت.


عید نوروز


صبح روز اول عید مردم درب خانه های خود را برای پذیرایی از کودکان باز می گذارند.کودکان عید رخت (لباس عید) پوشیده به صورت گروهی به همه خانه ها سر می زنند، در بدو ورود به خانه این شعر را دسته جمعی می خوانند "خاله ی خاله ی تی عید ترا مبارک، ایشله بشی زیارت" بزرگ خانه بعد از تبریک به کودکان و پذیرایی از آنان،به گرامیداشت نوروز به آنان انواع تخم مرغ (پخته یا خام)، یا جوراب هدیه می دهد. عموماً در نوروز به هر خانه که برای دید و بازدید عید بروید حداقل چیزی که به شما هدیه می دهند یک جفت جوراب است.

لافند بازی (بند بازی)

از نمایش های سنتی لشت نشاء و گیلان که بیشتر در جشن هایی مثل عروسی، عیدنوروز و بازارهای هفتگی اجرا می شود بندبازی است که در گیلان به آن لافند بازی می گویند. همانند همان بند بازی درسیرک است. نمایش بر روی طنابی که از روی دو میله فلزی و جوبی محکم و ضربدری شکل گذشته و در دو طرف مهار شده انجام می شود. اصلی ترین مرد نمایش "پهلوان" نام دارد که روی طناب با پای برهنه راه می رودو برای تعادل خود جوبی بزرگ به نام "لنگر" در دست می گیرد. پهلوان با ایستادن داخل تشت یا قابلمه بر روی طناب راه می رود. گاه با دوچرخه ای که لاستیک آنرا برداشته اند فواصل دو تیر را می پیماید. قرار دادن صندلی داخل سینی و نشستن روی صندلی و حفظ تعادل در همان حالت از جمله عملیات دشوار این فرد است. درپایین طناب شخصی که لباس مسخره ای پوشیده و به "یالان چی پهلوان" مشهور است با لودگی و مسخره گی به تقلید از پهلوان می پردازد. نقاره چی و سرناچی نیز با نواختن آهنگ، تماشاگران را در فضای شاد این نمایش سهیم می سازند.

- معروفترین لافند باز فخر آبادی ، پرویز خودش برای اجرای مراسم به بسیاری از کشورهای خارجی از جمله ژاپن سفر کرده است.

مراسم عروسی:

جشن عروسی عموماً در فضای باز، مختلط و عموماً بعد از فصول برداشت برنج برپا
می شود و چون احتمال بارندگی وجود دارد داربست هایی را قبل از شروع مراسم در گوشه و کنار محوطه تعبیه می کنند که با شروع بارندگی روی این داربست ها را با پلاستیک می پوشانند تا مدعوین خیس نشوند.

علاوه بر تزئین در و دیوار حیاط و خانه با نوار ها و چراغ های رنگی، گاهی کاغذهای رنگی دیوار کوبی با این مضامین "شیمی قدما قوربان"، "شیمی قدم، امی چومان سر" یا "خوش بامویید امی عروسی" به چشم می خورد که توجه هر غریبه ای رو به خودجلب می کند.

جشن های حنابندان
، مراسم عروسی و مادر زن سلام همچون رسوم سایر استانهای ایران برگزار می گردد البته با اندکی تفاوت. مثلاً معتقدند شگون دارد عروس به نیت پنج تن، بعد از پنج بار جاری شدن صیقه عقد، بله گوید.

در قدیم برای برپایی مجلس شادی از ساز و دهل استفاده می کردند که امروزه جای خود را به گروه ارکستر داده است و کمتر جشن عروسی دیده می شود که گروه ارکستر نداشته باشد.

مدعوین هدایای نقدی و جنسی خود را روز عروسی به عروس و داماد هدیه می کنند. هدایای جنسی جزء جهیزیه عروس محسوب می شود، چند روز بعد از عروسی اقلام جنسی اضافه ای که مورد نیاز عروس نباشد را به بازار برده و با وسایل مورد نیاز معاوضه می کنند. و بعد از آن خانواده عروس جهزیه او را تکمیل می کند. عموماً زوج جوان چندصباحی را در منزل پدر عروس یا داماد زندگی می کنند تا جهیزیه عروس خانم تکمیل شود، سپس به خانه مستقل خود نقل مکان می کنند (البته این مسئله عمومیت ندارد و امروزه بخاطر استقلال طلبی زوج های جوان، در شهر کمتر به چشم میخورد).

تا چند سال قبل مراسم حنابندان یک یا چند شب قبل از روز عروسی برگزار می شد اما امروزه بدلیل صرفه جویی در مخارج، هنگامی که مدعوین مشغول صرف شام عروسی هستند، عروس آرایش و لباس خود را تعویض کرده و برای برگزاری مراسم حنابندان آماده می شود و بعد از صرف شام عروسی، مراسم حنابندان برگزار می گردد.


بَرَم (فادی) شادی:

چند روز قبل از عروسی اولین پسر خانواده، معمولاً دوستان و آشنایان، بیشتر به خاطر اینکه کمک خرجی برای عروسی باشند؛ یک نوع خورشت به همراه برنج یا مواد لازم برای تهیه یک نوع خورشت و مقداری برنج خشک به همراه یک قواره پارچه کادویی برای مادر داماد را در طبق گذاشته و برای خانواده داماد هدیه می برند. خانواده داماد پارچه ها را بر سر چوب به شکل مثلث می بندند و دور تا دور ایوان طبقه دوم خانه ، تا روز عروسی آویزان می کنند. رهگذران با دیدن این پارچه ها متوجه می شوند که به زودی در این خانه بزم عروسی برپاست.

عروسی کوله ی:

در روز عروسی، چند مرد از طرف خانواده عروس، با پوشیدن لباس های مبدل زنانه و رقص و پایکوبی سنتی، و با قرائت شعری با مضمون " عروسی کوله باردیم، جوونه دله ی باردیم" عروس را به خانه داماد می آورند در این هنگام فردی از نزدیکان داماد از تالاری طبقه دوم خانه، نارنج (یا تکه مرغ پخته) ای را به سمت همراهان عروس پرتاب می کند، که اعتقاد بر این است گرفتن و خوردن آن شگون دارد و باعث گشایش کار و بخت می گردد.

زن فوزانی:

اگر دختر و پسری دلداده هم بودند، اما خانواده ها با ازدواج آنان مخالف بودند، پسر دختر را فراری می داد و چند روز در محلی به دور از روستا در خانه یکی از بستگان نگهداری می کرد بعد از بازگشت خطبه عقد جاری می کردند.

چراغ رقص:


یکی از مراسم زیبا در شب عروسی رقص چراغ است که به جشن شادمانی خاصی می بخشد. این مراسم هنوز هم در روستای جیلدان رایج است. پیشینه آن به قبل از اسلام بر میگردد و از دیلمان به لشت نشاء آمده است.


عزاداری محرم:

در لشت نشاء دو علم وجود دارد، یکی مربوط به مسجد جامع و دیگری متعلق به مسجد سادات محله، روز تاسوعا دسته عزاداری مسجد سادات علمش را به سمت مسجد جامع حرکت می دهد. هنگامی که نزدیک مسجد جامع رسیدند عزاداران مسجد جامع نیز علم خود را بیرون آورده و هردو دسته عزاداری به سمت بقعه سید محمد رضا می روند، بعد از طواف بقعه و انجام مراسم عزاداری، هردو علم را به سمت سادات محله برده و در مسجد سادات محله می گذارند. روز عاشورا عزاداران مسجد سادات محله هردو علم را همراه با دسته عزاداری به بقعه آورده و پس از برگزاری مراسم سوگواری علم مسجد جامع را به مسجد باز می گردانند.

روز عاشورا از همه روستاهای تابعه دسته های عزاداری به بقعه آقا سید محمد رضا (که مزار شهدا و قبرستان هم هست) رفته و پس از طواف بقعه به مسجد جامع می آیند. خود مسجد جامع دسته عزاداری بیرون نمی برد زیرا میزبان عزاداران حسینی است.

در روستای جیلدان لشت نشاء بقعه آقا سیدعلی کیا قرار دارد که می گویند از مبارزین علیه ظلم و جور بوده و اجدادش از اصحاب علی بن ابیطالب (ع) و از دوستان مالک اشتر بوده و مزارش زائران محلی بسیار دارد و روستاییان ارادت خاصی بقعه دارند. در این زیارتگاه 5 عدد کَرَنِی یا کرنا قرار دارد.

هرساله روز عاشورا دسته عزاداری روستا پای پیاده از جیلدان بقصد لشت نشاء، بقعه آقا سید محمد رضا و مسجد سادات محله حرکت می کنند در طول مسیر هر چندصدمتر، به همراه مراسم نوجه خوانی کرنی نواخته میشه. نواختن کرنی در روز عاشورا مردم را دچار شور و التهاب روز عاشورا می کند.

دسته زاریه زاریه (زار زدن و گریه کردن)

مردم لشت نشاء تا چند سال قبل شب عاشورا را تا صبح احیا می گرفتند و عزاداری می کردند. دسته عزاداران حدود ساعت 3 صبح روز عاشورا، از مسجد سادات محله با پای برهنه به راه می افتند، مداح مرثیه ای با مضمون زیر می خواند. که یک امشب که حسین مهمان است، مکن ای صبح طلوع، فردا نوای کودکان آید ز هر گوشه و کناری، مکن ای صبح طلوع.

یا مرثیه، فردا حسین سر می دهد، سر را به کافر می دهد، هم عون و جعفر می دهد، شش ماهه اصغر می دهد که مابین مرثیه ها مردم با سینه زنی و گفتن مکن ای صبح طلوع و فردا حسین سر میدهد، مداح را همراهی می کنند، به همین ترتیب تا بقعه می روند، اطراف بقعه طواف می کنند و تا طلوع آفتاب مراسم سوگواری و سینه زنی سنگینی برگزار می کنند. افرادی که سالهای پیش نذر کرده و حاجت گرفته اند بعد از برگزاری مراسم نان هفتاد و دوتن ، شیر یا آبگوشت توزیع می کنند.

کتابخانه :

کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان در لشت نشاء در سال 1346 شمسی و کتابخانه عمومی آن وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1358 تاسیس شد و هم اکنون 2763 جلد کتاب دارد.

سینما:


سینم انقلاب در سال 1338 تاسیس شد و گنجایش اولیه آن 200 تماشاگر بود که بعدها گنجایش آنرا به 270 نفر رسانده اند. این سینما از نوع سینمای درجه 3 می باشد.

هتل و مسافرخانه:

هتل و مسافرخانه ای در مرکز بخش لشت نشاء برای پذیرایی مسافران وجود ندارد.

هتل بزرگ صدا و سیما در خشک اسطلخ جهت پذیرای مهمانان و برپایی سمینارهای علمی در اواخر دوره پهلوی بنا شد که مرکز فرستنده صدا و سیما نیز در همین محل بنا شده است.

همچنین هتل زیبا کنار، که در اوایل حکومت پهلوی، در کنار دریا و رودخانه و مرداب با 43 اتاق برای پذیرایی از مهمانان و محیط بازی برای کودکان، قهوه خانه و فضای سنتی در روی مرداب برای پذیرایی مهمانان ساخته شده است.

شاهنامه خوانی و نقالی:

نقالی و شاهنامه خوانی یکی از هنرهای بومی و سنتی است که در لشت نشاء سابقه دیرینه دارد. نقالی به دو شکل عمومی و خانوادگی برگزار میشد. نقالی خانوادگی نوعی افسانه سرایی است که از شبهای پاییز شروع میشد و در شبهای طولانی زمستان ادامه می یافت. روال کار بدین صورت بود که اعضای چند خانواده دور هم جمع می شدند و پیر خانواده برای آنان قصه (نقل) می گفت. این نوع نقالی بمرور زمان دچار فراموشی شد. شاهنامه خوانی و نقالی گاهی اوقات با پرده خوانی نیز همراه بود که در قهوه خانه ها اجرا میشد، جمعیت بدور مرشد حلقه می زدند و مرشد داستانهای شاهنامه یا افسانه های عامیانه را نقالی می کرد. اثر شاهنامه خوانی و نفوذ فرهنگ شاهنامه خوانی را در لشت نشاء می توان از روی اسامی افراد متوجه شد. وجود نامهای ایرانی مردان، مانند کیقباد، سیاوش، اسفندیار، کیومرث، فریدون، کیخسرو، هرمز، ایرج، و.... که این گونه نامگذاری در دیگر مناطق روستایی گیلان مرسوم نبوده است. همچنین از نقالان و شاهنامه خوانان قدیمی می توان از میرزا یوسف محتشمی که در اسکندرنامه خوانی در ایران نظیر نداشت و فرهنگ شاهنامه خوانی را در لشت نشاء ترویج کرد و فریدون پوررضا و علی بهکیش نام برد.

منابع:

- گیلان، سیمای میراث فرهنگی، تالیف معاونت معرفی و آموزش.

- جغرافیای گیلان، نوشته م م لاهیجانی

- از آستارا تا استرآباد، تالیف دکتر منوجهر ستوده


برگرفته ازسایت http://khaklaalgoon.blogfa.com

 
آشپزی د ر گیلان PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط فرهاد نظری پاشاکی   
06 شهريور 1387,ساعت 08:16:53

 فسنجان

مواد لازم: مرغابی یا اردک یا مرغ محلی ـ مغز گردو ساییده شده ـ ترشی ( رب انار ـ رب گوجه فرنگی) ـ ادویه

ابتدا گردو را در نـِمیار و با سنگ مشته می سایند تا کاملاًً له شده و روغنش در بیاید، (امروزه از آسیابهای برقی استفاده می کنند) سپس گردو را با رب انار ، زرد چوبه و مقدار کمی آب ،بر روی حرارت ملایم قرار داده و هر از گاهی نیز مقداری آب سرد روی گردو می ریزید، تا روغن گردو در بیاید. معمولاً اگر از مرغابی یا مرغهای محلی استفاده کنند، آن را به همراه گردو می گذارند تا بپزد و اگر از مرغهای شهری استفاده شود، بعد از آب پز شدن و در پایان، مرغ را در ظرف گردو می ریزند. در پایان وقتی غذا به روغن فتاد، یک قاشق مرباخوری رب گوجه فرنگی در قابلمه می ریزند که این کار باعث رنگ خوش خورشت می‌شود. در بعضی از مواقع نیز چند عدد بادمجان را که به صورت ورقه ای نازک بریده شده، سرخ نموده و جهت تزیین استفاده می کنند. در گذشته ،در خورشت فسنجان هم‌زمان با ریختن گردو، به عنوان ترشی مقدار قیسی و خرما نیز اضافه می کردند تا طعم غذا ،اندکی ترش و شیرین شود.


سیرقلیه

- نوع اول:
مواد لازم: برگ سیر، سیر، شوید خشک، لپه، مرغ، تخم‌مرغ ، ترشی (آبغوره یا آب انار)، ادویه، روغن.
نخست برگ سیر را به همراه سیر رنده شده وشوید خشک ، در روغن تفت می‌دهند. لپه آب پز شده را به مرغ آب پز شده ، آب مرغ و ترشی مورد نظر اضافه کرده، به مدت نیم ساعت روی حرارت ملایم می‌جوشانند. بعد از جا افتادن خورشت، به تعداد مورد نظر تخم‌مرغ اضافه می‌کنند.

- نوع دوم:
مواد اولیه: برگ سیر، تخم‌مرغ، ترشی (آب لیمو)، مرغ یا مرغابی، ادویه.
ابتدا برگ سیر را خرد کرده، به همراه زردچوبه سرخ می‌کنند. سپس آب مرغ، ترشی و مرغ را به آن اضافه کرده و بعد از اینکه آب مرغ تبخیر شد، به تعداد مورد نیاز تخم مرغ اضافه می کنند.


 آلو مسما

مواد لازم: گوشت مرغ یا مرغابی، پیاز سرخ شده، آلوی بخارایی، رب گوجه ترش (آب انار یا آب نارنج)، بادمجان، گوجه فرنگی، ادویه.

مرغ آب پز شده را به همراه پیاز سرخ شده ، رب و آلوی خیس داده شده ،در روغن و ادویه تفت می‌دهند. سپس 2 لیوان آب مرغ، به مواد اضفه نموده و روی حرارت ملایم می گذارند تا به تدریج آب مرغ تبخیر شود . در پایان نیز غذا را با بادمجان و گوجه فرنگی سرخ شده، تزیین نموده و میل می‌کنند. (در صورت نبودن آب انار، می توان از 1 تا 2 قاشق غذاخوری رب انار به اضافه ی مقداری شکر استفاده کرد.)
 


 نازخاتون( غذای ویژه شمال ایران)


مواد لازم:بادنجان قلمی 8 عدد ، گوجه فرنگی درشت 5 عدد ،آب غوره یک دوم لیوان ،نعنای خشک یک قاشق غذا خوری ،پیاز رنده شده 3 قاشق سوپ خوری ،گل پر یک قاشق غذاخوری ،آب انار 2 لیوان

طرز تهیه:بادنجان ها را می توان کبابی کرد و یا در صورت دلخواه آنها را در فر به مدت نیم ساعت قرار داد تا نرم شوند. سپس پوست می کنیم و خوب ساطوری می کنیم.در این زمان مقداری آبجوش روی گوجه فرنگی ها می ریزیم تا پوست آنها به راحتی کنده شود. سپس گوجه ها را خرد کرده و کنار می گذاریم.آنگاه بادنجان ساطوری شده را همراه با آب انار و آب غوره می گذاریم تا آهسته بجوشد و غلیظ شود. پس از آن گل پر، نعنا و پیاز رنده شده را ریخته و از روی شعله بر می داریم و با گوجه فرنگی خرد شده مخلوط کرده و در ظرف می کشیم. سپس با مقداری گردوی خرد شده تزیین می کنیم.
نکات تغذیه ای :بادنجان دارای انرژی کمی است زیرا بیشتر حجم آن را آب تشکیل می دهد. 92 درصد وزن بادنجان خام را آب تشکیل می دهد. نصف لیوان بادنجان پخته فقط 14 کالری انرژی و کمتر از 5/0 گرم پروتئین و حدود 3 گرم کربوهیدرات دارد. محتوای مواد مغذی آن کم است و کمتر از 5 درصد نیاز روزانه به مواد مغذی را برآورده می سازد.مقداری فیبر، کلسیم، پتاسیم، اسید فولیک و سایر ویتامین ها و املاح را داراست، ولی قابل ملاحظه نیستند.به دلیل کالری پایین آن ، برای افرادی می خواهند انرژی دریافتی و وزن خود را کاهش دهند، مناسب است.استفاده از آبغوره و آب انار در این غذا، آن را خوشمزه کرده و نیز باعث افزایش اشتها می شود.

http://fa.wikipedia.org

 


خورش مرغ ترش


مواد لازم:یک تکه مرغ برای هر یک نفر-پیاز رنده شده یک عدد،سیر رنده شده ۲ حبه برای هر یک نفر-سبزی یک لیوان برای هر یک نفر/ شامل جعفری و گشنیز و شوید خورد شده. اگه شوید تازه در دسترس نبود یک قاشق مرباخوری شوید خشک بریزید-لپه دو قاشق برای هر یک نفر/ یک ساعت قبل از شروع پخت غذا لپه رو بذارید خیس بخوره-آب نارنج یا آبغوره یک پیمانه/ من با آب نارنج درست کردم چون تحمل ترشی آب غوره رو ندارم. البته با آب نارنج هم خیلی ترش می شه. اگه به غذاهای ترش حساسید. نصف پیمانه آب و نصف پیمانه آب نارنج استفاده کنید-تخم مرغ برای هر دو نفر یک عدد-روغن،نمک - فلفل سیاه

کمی روغن توی قابلمه داغ کنید و مرغ ها رو توش تفت بدین تا طلایی بشن و بعد کنار بذاریدشون. پیاز رنده شده رو توی همون روغن تفت بدین و کمی که رنگش برگشت سبزی و سیر رو اضافه کرده و ۷-۸ دقیقه تفت بدین. آب نارنج و مرغ و لپه رو اضافه کنید. نمک و فلفل بزنید و شعله ی گاز رو کم کنید و بذارید ۳۵ دقیقه بپزه.تخم مرغ رو توی کاسه شکسته و بزنید و بعد کم کم روی مرغ بریزید و هم بزنید. در قابلمه رو باز بذارید و کمی شعله رو زیاد کنید. خورش که چند جوش زد و روغن انداخت آماده است.

http://monnom.blogfa.com


 قیمه محلی گیلانی

طرز تهیه:ابتدا پیاز را نگینی خرد کرده با کمی زرد چوبه و روغن تفت می دهیم بعد گوشت چرخ کرده را اضافه کرده وتفت می دهیم سپس لپه را که از قبل خیس کرده ایم اضافه کرده و مجددا تمام مواد را تفت میدهیم ........


مواد لازم:گوشت چرخ کرده 300 گرم-لپه 1 پیمانه-پیاز 3 عدد-رب گوجه 2 قاشق سوپخوری-رب آلوچه 1 قاشق سوپخوری-بادمجان 2 عدد متوسط-گوجه فرنگی 2 عدد-آب به میزان لازم-روغن یک دوم پیمانه-نمک ، فلفل ، زرد چوبه ، دارچین به میزان لازم-برنج 4 پیمانه

طرز تهیه:

ابتدا پیاز را نگینی خرد کرده با کمی زرد چوبه و روغن تفت می دهیم بعد گوشت چرخ کرده را اضافه کرده وتفت می دهیم سپس لپه را که از قبل خیس کرده ایم اضافه کرده و مجددا تمام مواد را تفت میدهیم تا خامی لپه گرفته شود . سپس رب گوجه را افزوده آب را به خورشت اضافه کرده و می گذاریم تا مواد پخته شود سپس رب آلوچه یا آب غوره را اضافه کرده نمک ، فلفل و دارچین را به مواد زده و می گذاریم مواد با حرات ملایم جا بیافتد سپس بادمجانها و گوجه ها را سرخ کرده و هنگامی که قیمه را درظرف کشیدیم برای تزئین روی خورشت می چینیم .اگر خواستیم می توانیم بادمجانها را به خورشت اضافه کرده و بگذاریم چند قل بخورد در آخر با برنج سرو می کنیم .

http://ashpazkhuneh.persianblog.ir



 میرزا قاسمی

 
 مواد لازم: بادمجان، گوجه فرنگی، سیر، تخم مرغ، ادویه و رب گوجه فرنگی.
 
 ابتدا بادمجانها را روی ذغال (امروزه چراغ گاز) کباب می کنند، سپس پوست سوخته آن را جدا کرده، با گوشت کوب و یا ساطور تخته(در گذشتهبه کار می رفت) می‌کوبند.آنگاه بادمجانها را با مقداری زرد چوبه در روغن تفت داده و سیر را نیز که قبلاً خرد و سرخ کرده اند، به بادمجانها اضافه می کنند. در تابستان و بهار مقداری گوجه فرنگی راریز خرد کرده، به مخلوط سیر و بادمجان اضافه می کنند و در زمستان از رب گوجه فرنگی استفاده می کنند. وقتی گوجه (رب) نیز تفت داده شد، تخم مرغ را اضافه می کنند.
 


 باقلا قاتق

 
 مواد لازم: لوبیای خورشتی (پاچ باقلا)، شوید (خشک یا تر)، سیر خام ( برگ سیر)، تخم مرغ، ادویه، روغن.
 
 ابتدا باقلی‌ها را پوست کنده (از غلات سبز و پوسته دوم جدا می‌کنند)و همراه با سیر خلال شده یا برگ سیر خرد شده، با مقداری روغن در قابلمه( یا گمج که ظرفی گلی است و در گذشته کاربرد بیشتری داشته) کمی سرخ می کنند ، سپس مقدار کمی زردچوبه وشوید به باقلی اضفه نموده و تفت می‌دهند. در پایان، یک یا دو لیوان آب به مواد اضافه نموده و بر روی حرارت ملایم می گذارند، تا وقتی که روغن غذا در روی قابلمه بالا بیاید، آنگاه تخم مرغ را اضافه می‌کنند.
 
 نکات تغذیه ای :این غذا ، یکی از غذاهای محلی ، ویژه نواحی شمال ایران است . بهتر است غیر از غذاهای روزمره و عادی در برنامه های غذایی امان ، با طرز پخت غذاهای محلی نواحی دیگر نیز آشنا شویم .این غذا ، یک غذای خوشمزه است . بهتر است شما هم آن را امتحان کنید .در تهیه این غذا از گوشت استفاده نشده است ، ولی نگران نباشید زیرا تخم مرغ یک جانشین مناسب برای گوشت است . انرژی حاصل از یک عدد تخم مرغ 75 کالری است که معادل انرژی یک واحد ( 30گرم) گوشت با چربی متوسط است .لوبیای مخصوص باقلاقاتق نیز منبع پروتئین گیاهی خوبی است که همراه با تخم مرغ ، باعث افزایش کیفیت پروتئین غذا در حد پروتئین گوشت می شود . این غذا را هم می توان با پلو و هم با نان میل کرد . انرژی این غذا در کل ، 2728 کالری است که اگر توسط 5 نفر میل شود سهم هر فرد از انرژی 5/545 کالری خواهد بود .
 
 
 

  ترش تره

 
 مواد لازم: سبزی (جعفری، گشنیز، اسفناج، تره، چغندر)، برنج، سیرخام، ترشی (آب نارنج یا آب انار)، آلوچه سبز، تخم مرغ، ادویه.
 
 ابتدا سبزیها را با ساطور، ریز خرد می کنند. سپس به اندازه یک لیوان آب و نیم لیوان برنج (برای یک کیلو سبزی خرد شده) که قبلاً خیسانده‌اند، در قابلمه می‌ریزند تا سبزی و برنج کاملاً پخته شود . سپس سیر را خرد کرده ،با زردچوبه و روغن سرخ می‌کنند و به مواد داخل قابلمه اضافه می‌کنند.در آخر، در ترشی مورد علاقه، مقداری آرد برنج (گندم) حل کرده و به تدریج به خورشت اضافه می‌کنند. این کار سبب لعابدار شدن خورشت می‌شود. در پایان نیز تخم‌مرغها را اضافه نموده، میل می‌کنند.
 
http://fa.wikipedia.org



دیگر غذاهای محلّی گیلان عبارت‌اند از:


 اناربیج: گوشت + گردو + پیاز + سبزی + آرد + آب انار + فلفل

 شش‌انداز: بادمجان یا خیار یا کدو حلوایی + گردو + پیاز + رب انار

 سیرابیج: برگ سبز سیر + تخم‌مرغ + زردچوبه

 شیرین تره: اسفناج + تخم‌مرغ + سیر

 خالو آبه: آرد برنج + گوجه سبز + انواع سبزی + شکر + تخم‌مرغ

 چخرتمه: مرغ + پیاز + تخم‌مرغ + آب لیمو یا آب نارنج

انازخاتون: گوشت + سبزی( نعناء و جعفری )+ بادمجان + آبغوره

 موتن‌جن: مرغ یا مرغابی + کشمش یا قیسی + گردو + رب انار + شکر

 لونگی: ماهی (معمولاً سفید) + مغز گردو + سبزی جعفری + سیرتر یا خشک + پیاز + خاویار ماهی

 کولی غورابیج : کولی + سبزی معطر + ترشی( آب غوره یا آب نارنج یا انار ترش) + شکر + مغزگردو

 ماهی فیبیج: ماهی + کشمش + نعناع + آب انار + رب انار + گلپر + فلفل

 واویشکا: دل + جگر + قلوه + پیاز + گوجه‌فرنگی

 ترش شامی: گوشت + پیاز + جعفری + تخم‌مرغ + سیب زمینی + آبغوره

 شامی: گوشت + پیاز + تخم‌مرغ + زرد چوبه + فلفل. (ویژه ماه رمضان)

 انواع کوکو: کوکوی اشبل، کوکوی گردو، شاه کوکو و کوکوی اوزون برون و ...

 انواع آش: آش شلغم، آش شیر، آش خرشو (از شیر گاو تازه زاییده تهیه می‌شود)، آش ترش، آش قلمکار

آش فاطمه الزهرا، خولی آش یا خالی آش (برنج + لوبیا چیتی) و ...

 انواع کباب: پلا کباب، کباب ترش

 انواع چاشنی: کال کباب، بورانی بادمجان، بورانی اسفناج، چغندر بورانی، زیتون پرورده، اشپل

(خاویار ماهی)، ماهی شور، ماهی دودی و ...
 



 شیرینی های محلی گیلان


- فرنی، رشته و خشکار، گل پالوده و ... (عمولاً در ماه رمضان استفاده می‌شود)

- ترک حلوا، خاتون پنجره، خرش حلوا و سمنو و ... (ویژه عید نوروز)

-حلوای رقایب (خیرات در روز عید مرده‌ها)

 انواع کلوچه:کلوچه فومن ـکلوچه لاهیجان و کاکا و کوکی لاهیجان

 انواع نان محلی: نان لاکو که از آرد برنج تهیه می شود، نان کشتا (آرد برنج + کدو حلوایی + دانه’ گیاه خفرفه)

 انواع ترشی: فلفل ترشی، سیرترشی، بادمجان ترشی، هفتابیجار، یارالماسی ترشی، پیاز ترشی و ...

 انواع رب: رب سیب ترش، رب نارنج، رب انار و ...

 انواع مربا: مربای بادرنگ، شقاقل، گل قند (گل محمدی)، بهار نارنج، کدو، زغال اخته، ولش (تمشک) و ...

همچنین درار (به فارسی میگویند نمک سبز) ، یکی از چاشنی هایی است که همراه برخی از میوه‌ها و ماست استفاده می‌شود و از سبزیهای معطر گوناگون + نمک تهیه می شود.

http://fa.wikipedia.org


 

 













 

شیرین قاتوق













سیروابیج











تاريخ بروز رساني ( 10 شهريور 1387,ساعت 12:51:57 )
 
خبرها PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط فرهاد نظری پاشاکی   
01 شهريور 1387,ساعت 21:41:22
جدید-  نقشه ی مسیر روستای پاشاکی اینجا کلیک کنید



دریافت دومدال طلاوهمچنین کسب عنوان قهرمانی تیمی جهان دررده بزرگسالان تیم هاپکیده
K-H_F توسط استادان محمدرضا وایمان هاشم پورپاشاکی را به جامعه ورزشی کشور علی الخصوص خانواده بزرگ هاپکیده K-H-F کشور و اهالی روستای پاشاکی تبریک عرض می نمایم


 باخبر شديم كه يك مورد آتش سوزي د رپاشاكي رخ داده مغازه نانوایي آقاي حمزه دلجو در ساعت 1.30بامداد روز يكشنه مورخ  87/513به كلي سوخت و كار شناسان علت آتش سوزي را عدم رعايت ايمني اعلام كرده اند.

اما در تير ماه امسال براي اولين بار يك هوا پيما بدون سر نشین تو سط آقاي يعقوب شبديني پاشاکی در جنگلهاي سلش با موفقيت به پرواز در آمده است .لازم به ذكر است كه سازنده اين هواپيما خود ايشان بوده و براي اولين بار در گيلان به پرواز درآمده و اولين سازنده آن درسطح گيلان بوده است.

به نقل از:آقای حمزه شرفی پاشاکی

 آقای یعقوب شبدینی پاشاکی درخصوص این هواپیما اظهارمی دارد:

این هواپیما که مدل ابابیل می باشد به طول بدنه 180وطول بال190 می باشد وکاملا دست ساز وتوسط یک موتور پیستونی دو زمانه با سوخت الکل وروغن کرچک  پرواز می نماید .برد تقریبی این هواپیما بسته به نوع سیستمی که روی آن سوار می گردد قابل تغییرمی باشد وقابلیت حمل دوربین را نیز دارد وبرای فیلمبرداری وعکسبرداری هوایی نیز قابل استفاده می باشد معمولا از این نوع مدل هواپیما  جهت تمرین درباشگاههای تفریحی وورزشی استفاده می شود .البته لازم به ذکر است که امروزه در صنعت هوانوردی بسیاری از کشورهای صاحب قدرت از این نوع پرنده های بدون سرنشین(UAV)استفاده های گوناگونی می نمایند وبرای مصارف نظامی تاکتیکی بسیارمناسب می باشد

ارسال نظر | برگزيدن اين صفحه (9) | نقل قول اين مطلب | بيننده: 111

تاريخ بروز رساني ( 09 شهريور 1387,ساعت 05:26:34 )
 
حیدرخان فشتالی PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط فرهاد نظری پاشاکی   
28 مرداد 1387,ساعت 16:34:15
حیدرخان دردهکده ای به نام اسب راهان درسال1260به دنیاآمد.حیدروبرادران او قره وجواد درسال1290قدرت گرفتند.حیدرآدم بدچشم وبدزبانی بود ورعایت نوامیس مردم را نمی کرد . مقرحکومت حیدرخان درفشتال بود.اوازیکطرف تانواحی رانکوه وازطرف دیگرنانواحی عمارلوفرمانروائی می کرد.حیدرخان وقره خان هردونفردرزمان مشروطه موقعی که مجاهدین برای تصرف تهران از رشت حرکت کرده بودند جزودسته ی میرزکوچک خان بودند ودرجنگل پل انبوه شرکت داشتند.این دوبعدهاکارخودرابایک گروه کوچک مسلح آغاز کردند.حیدرخان ازاین موقعیت  خودسواستفاده نموده وباتشکیل یک گروه مسلح 250نفری به راهزنی ودزدی وچپاول مشغول شد..........

هنگام اعزام هیئت چهارنفری قوای جنگل به سیاهکل ودیلمان ،حیدرخان وقره خان برای آنکه آزادانه درآن نواحی حکمفرمائی داشته وبادشمنان محلی تصفیه حساب کنند موقع رامناسب تشخیص داده ودرحقیقت درسیاهکل ودیلمان یک دسته مستقل تازه تشکیل شد که با افکارخوانین دیلمان وپشتیبانی 250نفرافرادمسلح حیدرخان وقره خان ومشیرالممالک اداره می شد..........

هیئت جنگل دروسط کوه بین مربو و دیارجان(ازنواحی ییلاقی رانکوه)باحمله ی حیدرخان و25نفرسوارمسلح مواجه گردیدند.حیدر خان با افرادمسلح ابتدا آنهارا ازاسب پایین کشیده وپیاده به دیارجان فرستادند.سپس موردتهدیدسخت قره خان وافرادتحت اختیاراوقرارگرفتند..........

ازطرفی در پی درخواست  رضاخان  از مشیرالممالک حاکم سیاهکل وشجاع الممالک  حاکم دیلمان که درخرارود مقرحکومتی داشت جهت همکاری برای برچیدن یاغیان، مشیرالممالک حیدرخان رابه منزلش درسیاهکل فراخواندوازاوخواهش کرداسلحه را زمین بگذارد.اگرهم خیلی به اسلحه علاقه منداست بیایدامنیه شودوزیرنظرنورمحمدخان سروان رئیس پاسگاه سیاهکل بماند.وسرانجام مشیرالممالک نتوانست حیدرخان راتحت فرمان خودبیاورد..........

حیدرخان بابرادرزاده اش صفرخان به موشا برای  عروسی آمده بود وهیبت خانم هم اززادگاهش(چوشل) بافامیلش به عروسی آمده بود.وهیبت خانم با دیدن صفر عاشق وی می شودوچندهفته بعد عروسی می شودوعروس رامردان وزنان بیش ازبیست آبادی ازچوشل تافشتال ناباورانه تماشاکردند که (هیبت خانم) سواربراسب بودباتفنگ بردوش وقطارفشنگ برکمر.این زن جسورهمراه شوهرش صفرخان ،حیدرخان وقره خان دردزدی،چپاول،تجاوز ودستبردهمکاری داشت وخودرابه این کارعادت داده بود..........

دستور برچیدن حکومت حیدرخان درسال1307 ه شوازطرف حکومت مرکزی صادرشد.این امرباعث شدکه شجاع الممالک با دولت مرکزی همکاری کندواولین اقدام  وی باهنگ رشت برای دستگیری قره خان وپسرش نامدارخان بود اوبه همراه عده ای از طرفداران خودبه سوی خانه ییلاقی قره خان درآسیابرحمله برد تاآنها رادستگیرکند.آنهادردفاع ازخوددربرابرشجاع الممالک واکنش نشان می دهند وتسلیم نمی شوند ودرنتیجه قره خان وپسرش وعده ای ارهمراهانش کشته می شوند.وقتی حیدرخان ازقتل برادروبرادرزاده اش مطلع شد به قصد انتقام،فوری ازفشتال به آسیابررفت ودرآنجا اطلاع یافت که قاتلین ازطرف شجا الممالک تحریک شده اند.پس ازدو روزاز مراسم خاکسپاری وقتی حیدربه فشتال بازمی گشت سرراه حوالی چلمه رو بابرادر شجاع لممالک روبرو شد که به دییلاق می رفت حیدر ابتدااو رابه ضرب گلوله کشت وسپس پوست سرش راکند.پس از آن منزل ضارب رادرخرارود به آتش کشید.

حیدر خان وهمراهانش موقع دزدی اسب وقاطر رابرعکس نعل می کردند تا جستجوگران به اشتباه بیفتند.در یکی ازروزهای ماه مردادبه دیلمان ،اسپیلی وسیاهکل هجوم آورد خانه ها ،مغازه ها ،اموال واحشام رابه آتش کشیدواشیا قدیمی قابل حمل را باخودبه یغمابرد وهرکه مقاومت می کرد می کشت ..........

درپی شکایت مشیرالممالک حاکم سیاهکل وشجاع الممالک وجمعیت کثیری ازمردم، ازمقامات دولتی وحاکم مرکزی درخواست رسیدگی به شکایات ازدست حیدرخان وهمراهان شرور ومسلح اورانمودندوبه مقامات نظامی نیز متوسل شدند.درپاییز سال 1308 مامورین دریک ستون ازنظامیان وسربازان برای دستگیری حیدرخان وهمفکران اوبه سوی فشتال راه افتادند، دریک لشکرکشی حساب شده فشتال ازغرب وشرق ازسیاهکل وازتازه آباد(دوست لات)توسط قوای دولتی محاصره شد.پس از درگیری ورویاروئی قزاقان با حیدر وافراد اودرمقاومت کوتاهی چند تن ازجمله برادرزاده حیدرخان یعنی صفرخان(شوهر هیبت خانم)کشته شدندوعده ای نیز دستگیرگردیدند.حیدر خان وهیبت خانم ودیگریاران باقی مانده ازمعرکه جنگ باقوای دولتی فرارکردندوتوانستند خودرا به اسب راهان برسانند وباپیوستن نیروهای باقی مانده وجمع آوری آنان، گروه مسلح کوچکی تشکیل  بدهند.هیبت خانم به انتقام خون شوهرش لباس مردانه می پوشیدوتفنگ بردوش با دارودسته حیدر خان همراه می شد.حیدرخان تاپاییزسال1308 که فشتال محاصره وحکومت او برچیده شد حدودنوزده سال حکومت کرد..........

حدود شش ماه بعددراول بهار1309قوای دولتی وحکومتی، حیدر وافرادش را تعقیب کردند (وبه ناچار) حیدرخان (وهمراهانش)فراررابرقرارترجیح داده وبه سوی سیاهکل رود وکلاچای وچالوس  پناهنده شدند.طی درگیری های امنیه ها ومردم باگروه کوچک مسلح حیدرخان هیبت خانم ویکی دیگر از افراد دستگیر  وعده ای کشته وبقیه متواری شدند.هیبت خانم رهسپارزندان شد اما توانست فرار کند وبه سوی چوشل برود.که دوباره به دام افتاد ورهسپارزندان شدوبعد ازحدود یک سال از زندان آزاد شد وبعد از آزادشدن هیچوقت به فشتال نرفت اوفشتال را با آن همه خاطرات بد نمی خواست پس به چوشل رفت وهمان جابه عبادت مشغول شدوپس ازچندسال به مکافات کارهای بدگذشته اش، درسن28سالگی درسال1315دق کردومرد........

حیدرخان درزمستان1309درجنگلهای اطراف تنکابن وچالوس درحین شکارخوک درسن 49 سالگی دستگیر و درمیدان شهرداری رشت به دارمجازات آویخته شد.

برگرفته از کتاب میزاکوچک جنگلی-حیدرخان فشتالی

 مطالعه این کتاب نفیس را به دوستداران کتوب تاریخی گیلان  توصیه می کنم

 
خواص میوه ها وسبزیجات PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط فرهاد نظری پاشاکی   
11 مرداد 1387,ساعت 02:18:38

خواص میوه ها وسبزیجات

کلم

تصفيه كننده خون،كلم يكي از سبزي هاي معروف خوراكي است كه تاريخي كهن دارد. كلم اقسام مختلفي دارد و به رنگ هاي گوناگون است. مانند : كلم سبز، كلم قرمز، كلم قمري.
فوايد كلم:
كلم، رخسار را جلا مي دهد و نيكو مي سازد. كلم خواب آور بسيار خوبي است.
كلم، حركت كودكان نو پا را آسان مي گرداند. مصرف كلم، صدا را صاف مي كند.
كلم پخته، بدن را از اخلاط فاسد و عرق زياد پاك مي كند. كلم پخته در درمان صرفه كهنه و درد كمر و زانو موثر است.
كلم پخته، سردرد را تسكين مي دهد.
برگ كلم سوخته، بهترين پاك كننده زردي دندان ها و خشك كننده بسيار خوبي است.
تخم كلم، ضد خونريزي لثه و ضد كرم دستگاه گوارش است. تخم كلم ضد كم خوني است و قوه بينايي و نور چشم را افزايش مي دهد.
مداومت در خوردن كلم، باعث از بين رفتن سنگ هاي ادراري و تناسلي خواهد شد. كلم به علت دارا بودن مواد گوگردي براي خارش و شستشوي موي سر شوره دار، داروي بسيار خوبي است. كلم تصفيه كننده خون استك كلم داراي يك اسانس سلفوره است كه براي معالجه كرم امعاء به كار مي رود.
براي درمان زخم هاي عميق و زخم هاي سرطاني، پماد برگ كلم با آرد جو مفيد است.
سوخته كلم براي درمان جوش هاي دهان، رفع زردي دندان و جلوگيري از ريزش مو مؤثر است. براي اين منظور بايد سوخته كلم را در محل مورد نظر بمالند و اين كار را تكرار كنند تا اثر خود را ببخشد.
خوردن 6/25 گرم تخم كلم كه با آب پخته شده باشد، لكه هاي پوستي را برطرف مي كند.
شيره كلم خام، براي تقويت خون اشخاصي كه كمبود آهن دارند مفيد است. شيره كلم خام، غشاهاي مخاطي معده و روده ها را پاكيزه مي كند.
برگ كلم له شده، براي درماني ناراحتي هاي پوستي مؤثر است.
كلم اكسيري است كه دواي همه دردهاست و تمام اعضاي بدن از آن استفاده مي كنند و هيچ دردي نيست كه در مقابل كلم دوام آورد. كلم زخم هاي بواسير را التيام مي دهد. كلم سنگيني گوش را درمان مي كند.
برگ هاي خام كلم سبز يا قرمز را قبل از غذا به صورت سالاد بخوريد. زيرا برگهاي كلم مقدار زيادي كلسيم و گوگرد دارد كه براي تقويت خون بي اندازه مفيد است و سالاد برگ خام كلم، بهترين درمان كم خوني است.
مصرف سوپ كلم براي معالجه برونشيت و سرفه شديد مفيد است. برگ كلم سفيد يا قرمز در معالجه امراض كبد و يرقان (زردي) نتايج مؤثري دارد.
كلم بهترين داروي طبيعي براي معالجه اسهال است، براي اين منظور بايد برگ كلم يا گل كلم را با آب بپزيد و فلفل و كره به آن چاشني كنيد و با كره و نان برشته به عنوان غذا مصرف كنيد.
مصرف كلم، بيماري نفريت (ورم چركي كليه) را درمان مي كند.
مصرف كلم براي مبتلايان به نفريت به سبب دفع سموم موجب تسكين درد مي شود.
اگر برگ كلم را به وسيله گذاردن اطوي داغ روي آن به صورت پماد در آورده و روي جاهايي كه در بدن درد مي كند بگذاريد اين مرهم (ضماد) براي تسكين درد اعصاب و رماتيسم و سياتيك مؤثر است.
مصرف شربت كلم، روزانه سه قاشق و هر بار يك قاشق قهوه خوري تمام كرم هاي بدن را دفع مي كند.
كلم به علت داشتن آهك زياد، ارسنيك و يد، يكي از غذاهاي بسيار عالي و مفيد است و براي درمان سستي استخوان، سل و كم خوني نظير ندارد.
در كلم املاح سولفات، نيترات دوپتاس، اكسيدهاي آهن و گوگرد (اسانس گوگرد) وجود دارد.
تذكر: خوردن كلم براي بيماراني كه مبتلا به گواتر و بواسير هستند و افرادي كه به خارش بدن مبتلا هستند مضر است.
طريقه مصرف:
مصرف كلم به صورت سالاد، بسيار لذيذ و نافع است.
آب كلم نيز راهي براي مصرف كلم است اما ممكن است به ذائقه بسياري از مردم خوش نيايد. براي اين منظور مي توان آب هويج خام و چند قطره آب ليمو به آن اضافه كرد و سپس مصرف كرد.
بهترين كلم و روش نگهداري آن:
وقتي كلمي را انتخاب مي كنيد، بايد برگ هايش محكم و چسبيده باشد و سر آن سنگين و محكم و برگ هاي خارجي اش هنوز روي آن باشد. براي اينكه تازگي كلم حفظ شود، آن را در پارچه اي بپيچيد و در يخچال نگهداري كنيد

 قارچ

قارچ و پروتئين ـ قارچ هاي خوراكي و مخصوصاً قارچ تازه حاوي مقادير فراوان پروتئين مورد نياز بدن است كه از اين نظر ميزان پروتئين آن حدود 2 برابر پروتئين اغلب سبزيجات و ساير حبوبات مي باشد. پروتئين قارچ از لحاظ اسيدهاي آمينه كه همانا جزء اصلي پروتئين را تشكيل مي دهد جزو غني ترين پروتئين ها محسوب مي شوند و از لحاظ ارزش غذايي در حد فاصل پروتئين گوشت و پرتئين گياهي قرار دارد. از طرفي پروتئين قارچ به دليل داشتن مقادير فراوان آب و رطوبت نسبت به سبزيجات و حبوبات بسيار مطبوع و قابل هضم است. به طوري كه 90 ـ 70 درصد قابليت هضم پذيري دارد. به طور كلي ارزش بالاي پروتئين قارچ و قابليت هضم پذيري بالاي آن باعث شده كه مصرف آن براي سالمندان و سالخوردگان بسيار توصيه گردد.
قارچ و دريافت كالري ـ همان طور كه مي دانيد كربوهيدراتها يكي از مهم ترين منابع انرژي براي بدن هستند. قارچ هاي خوراكي به علت داشتن 2/4 در صد كربو هيدرات قادرند به طور ميانگين 100 كيلو ژول در 100 گرم قارچ، انرژي توليد كنند كه اين ميزان انرژي در نوع خود بسيار قابل توجه است.
قارچ و چربي ـ يكي از مهمترين ويژگي هاي قارچ كه باعث شده متخصصين تغذيه آن را بسيار توصيه كنند در صد كم چربي آن است. قارچ هاي خوراكي داراي درصد بسيار كمي از چربي هستند كه اين مقدار در حدود 1% تا 3% وزن تر آن مي باشد.
لذا كساني كه از رژيم غذايي لاغري در برنامه غذايي شان استفاده مي كنند مي توانند از قارچ بهره ببرند و به هيچ وجه نگران بالا رفتن چربي خونشان نباشند.
قارچ ها و ويتامينهاي مورد نياز بدن ـ مصرف روزانه 100 گرم قارچ خوراكي نياز بدن به ويتامين c را برطرف مي كند. علاوه بر اين قارچ منبع بسيار خوب ويتامين B1 و B2 است. كمبود ويتامين B1 مي تواند زمينه ساز بسياري بري بري باشد . همچنين ويتامين B12 از ويتامين هاي ضزوزي براي خونسازي به شمار مي رود. كمبود ويتامين B12 باعث بروز آنمي و يا كم خوني مي شود. به طور كلي مصرف 100 گرم قارچ خوراكي تازه نياز روزانه افراد بالغ به ويتامينهاي محلول در آب را برطرف مي كند.
قارچ و عناصر معدني ـ عناصر معدني موجود در قارچ در مقايسه با سبزيجات و ميوه جات هم از كيفيت بهتري برخوردار هست، هم از نظر كميت در سطح بسيار خوبي قرار دارد. قارچ خوراكي داراي ميزان چشم گيري پتاسيم، آهن و مس است و قادر است فسفر مورد نياز بدن را به طور كامل تأمين كند. كلاهك قارچ سرشار از فسفر است.
ساير تركيبات قارچ هاي خوراكي ـ اسيد فوليك: يكي از مهمترين تركيبات موجود در قارچ كه بسيار مورد توجه قرار مي گيرد اسيد فوليك موجود در آن است. در حال حاضر يكي از مهم ترين علت هاي كم خوني در افراد به خصوص در خانم هاي باردار كمبود اسيد فوليك است.
قارچ هاي خوراكي به سبب داشتن مقادير فراوان اسيد فوليك از جمله بهترين منابع غذايي براي اين دسته از افراد محسوب مي شود
لوواستاتين: از جمله تركيبات مهم موجود در قارچ همين لوواستاتين است. قارچ ها به طور طبيعي توليد لوواستاتين مي كنند و اين تركيب بسيار در كاهش چربي و كلسترول خون مي تواند مؤثر واقع شود.
بيوفريوليد: در قارچ تركيبي به نام بيوفريوليد وجود دارد كه از تشكيل مخزن چربي خطرناك در شريانها جلوگيري مي كند. اين ماده از تشكيل كلسترول هاي بد خون (LDL )و اسيد هاي چرب در سلولها و خون جلوگيري مي كند.
در زمستان قارچ بخوريد:
قارچ استخوانها را تقويت مي كند، خستگي را برطرف مي كند، كمبود ويتامين D را بر طرف مي كند. پرتو خورشيد در بدن ويتامين D تو